درباره وقعة الطف؛ بخشی از سخنان حجت الإسلام و المسلمين مهدي پيشوايي با عنوان بررسي و ارزشيابي كتب مقاتل
19 بهمن 1382، نشست علمی در مدرسه عالی امام خمینی؛
"... استاد محترم و معظم و محقق بزرگوار حضرت حجة الاسلام و المسلمين محمد هادي يوسفي غروي روايات ابيمخنف را ازكتاب تاريخ طبري، ارشاد شيخ مفيد و تذكرة الخواص ابن جوزي استخراج كرد و حواشي هم به آن زده و اسمش را گذاشته وقعة الطف، كه انتشارات جامعه مدرسين چند سال پيش چاپ كرد. الآن هم نسخهاش موجود است. اين كتاب به وسيله يكي از دوستان به نام نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ترجمه شده. وقعة الطف را مطالعه بفرماييد و مقدمه بسيار بسيار عالمانه محقق را كه به اندازه يك كتاب ارزش دارد بخوانيد. استاد يوسفي غروي در مقدمه كتاب، با قرائن و شواهدي، اظهارنظر ميكند كه به نظر ميرسد ابيمخنف اين مقتل را در دهه ۱۳۰ نوشته. حادثه عاشورا در سال ۶۱ هجري اتفاق افتاده، پس فاصلة زماني اش خيلي به حادثه عاشورا نزديك بوده. ما الآن حدود يك قرن با انقلاب مشروطيت فاصله داريم، ولي ابيمخنف حدود ۷۰ سال با حادثه كربلا فاصله داشت. استاد يوسفي غروي رجال راوي حادثه عاشورا را دستهبندي مي كند و مي فرمايد ابيمخنف از جند نفر روايت كرده كه در حادثه كربلا حاضر بودند؛ منتها تعداد اينها كم است. از بعضي ها هم با يك واسطه نقل كرده، از بعضيها هم با دو واسطه نقل كرده؛ البته آنچه از اين طريق از مقتل ابيمخنف به دست ما رسيده ۶۴ گزارش تاريخي بيشتر نيست، نه اين كه مقتل اين مقدار بوده، بلكه اين مقدارش از طريق تاريخ طبري و ارشاد شيخ مفيد و تذكرة الخواص به دست ما رسيده. آيا ابيمخنف شيعه بوده؟ بعضيها ميگويند شيعه بود. حداقل اگر شيعه نبود، محب اهل بيت بود، يعني مبغض نبود؛ تحريف نكرده، دشمني نكرده، اعمال خصومت نكرده، اهل غلو هم نبوده است. يك مقتل ابيمخنف محرّف در بازارها هست كه قطعاً مقتل ابيمخنف نيست و اشتباهات زياد دارد. مسلم است كه آن را بعدها كسي يا كساني نوشتهاند و به ابيمخنف نسبت دادهاند. از مقتل ابيمخنف مورد بحث هم چيزهايي در آن هست ولي مجعولات و مطالب افسانهاي و غلطهاي تاريخي بسيار زيادي در آن است كه استاد يوسفي غروي اغلاط مقتل ابي مخنف محرّف را آشكار كرده. ..."
متن کامل (سایت مرکز جهانی علوم اسلامی)